الشيخ حسين الحقاني
27
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
عقل نيز هرگز چنين چيزى را تجويز نمىكند ) . اشكال تسليم مىشويم كه انسان فاعل مختار ، علّت تامّه نيست ( بلكه جزء علّت تامّه مىباشد ) و لكن حتما اين را قبول داريد كه واجب الوجود ، فاعل مختار و علّت تامّه براى همه مخلوقات است . حال اشكال اين است كه واجب بودن عالم ( يعنى موجودات غير واجب الوجود ) به جهت استناد آن به خداوند با حادث زمانى بودن عالم ، منافات دارد ( زيرا واجب بودن عالم يعنى قديم بودن آنكه با حادث زمانى بودن آن سازگار نيست ) . و ازاينرو ، جمعى اين قول را در مورد خداوند انتخاب كردهاند كه فعل مختار نيازى به مرجّح ندارد و برخى ديگر معتقدند كه خود اراده به ملاحظهء ذاتش ( بذاتها ) مرجّح مىباشد و با وجود اراده ، نيازى به مرجّح ديگرى نيست و جمع ديگرى نيز عقيده دارند كه واجب الوجود ، عالم به جميع معلومات است پس آنچه را كه خداوند علم دارد به اينكه ممكن است به زودى واقع شود آن را انجام ميدهد و آنچه را كه مىداند كه آن محال است و واقع نمىشود آن را انجام نمىدهد . طائفه ديگرى از فلاسفه معتقدند كه افعال خداى تعالى ، تابع مصالح است گرچه ما به آن مصالح آگاه نباشيم پس آنچه از افعال در وقت خودش داراى مصلحت است بطوريكه اگر آن وقت فوت شود بدنبال آن مصلحت آن فعل نيز فوت مىگردد خداوند در وقت خودش آن را انجام ميدهد بدون آنكه موكول به وقت ديگرى بكند . پاسخ : ( در اين شكّى نيست كه خداى تعالى فاعل مختار است و لكن ) معناى فاعل مختار